روش دوست پسر پیدا کردن
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۸۸ ساعت 13:37 توسط دختر شیطون
|
باید کفن به وسعت یک دشت اورم
در یک کفن که پیکر تو جا نمیشود
مردی که گونه هایش سیاه بود
ازادش کرده بودند که جانش را بردارد و هر کجا خواست برود. کوفه یا مدینه. غلام سیاه اما نرفت. این یک بار را خودش دلش میخواست غلامی کند
خون از همه زخمهایش بیرون می ریخت. اخرین نفسها بود. تنش ارام ارام سرد میشد که صورتش ناگهانی گرم شد. به زحمت چشم باز کرد. گونه امامچسبیده بود به گونه های سیاه او. بریده بریده گفت <<خوشبخت تر از من کسی هست؟>> و چشم بست.
اسلم بن مرو

1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.